| پويان |
01/01/2004 - 02/01/2004
02/01/2004 - 03/01/2004
03/01/2004 - 04/01/2004
03/01/2005 - 04/01/2005
08/01/2005 - 09/01/2005
04/01/2006 - 05/01/2006
08/01/2006 - 09/01/2006
10/01/2006 - 11/01/2006
05/01/2007 - 06/01/2007
06/01/2007 - 07/01/2007
09/01/2007 - 10/01/2007
01/01/2008 - 02/01/2008
02/01/2009 - 03/01/2009
03/01/2009 - 04/01/2009
05/01/2009 - 06/01/2009
07/01/2009 - 08/01/2009
04/01/2010 - 05/01/2010
06/01/2010 - 07/01/2010
07/01/2010 - 08/01/2010
09/01/2010 - 10/01/2010
01/01/2011 - 02/01/2011
03/01/2011 - 04/01/2011
04/01/2011 - 05/01/2011
05/01/2011 - 06/01/2011
11/01/2011 - 12/01/2011
04/01/2012 - 05/01/2012
05/01/2012 - 06/01/2012
06/01/2012 - 07/01/2012
11/01/2014 - 12/01/2014
|
Sunday, May 15, 2011
٭
........................................................................................حضرت آیات الله مطهری ! ز قديم گفته اند پشتِ سرِ مرده بد نگوييد، و احترام اش را حفظ کنيد، و حتی اگر انسان خوبی نبوده فاتحه ای نثار روح اش کنيد و از خدا بخواهيد که او را ببخشد و بيامرزد. اما اين پند و اندرزها ظاهرا شامل همه کس نمی شود و به بعضی ها می شود بعد از مرگ هم اهانت کرد. يکی از آن ها، همين صادق هدايت خودمان است، که مرده و زنده اش با هم فرقی ندارد و از بدو شناخته شدن تا همين امروز از مخالفان اش فحش خورده است و بد و بيراه شنيده است. حين مطالعه ی جلد پانزدهم مجموعه آثار مرحوم آقای مطهری به اين جملات رسيدم و ديدم که ايشان هم صادق خان را از محبت خود بی نصيب نگذاشته است: "اينهاست که يک سلسله فيلسوفان بدبين و به اصطلاح «گريان» به وجود آورده. و مسئلهء خودکشی که در قديم مطرح بوده است و امروز هم گاهی مطرح می شود که اصلاً خودکشی آيا يک کار منطقی است يا منطقی نيست، از نظر اين افراد کار منطقی است... در عصر ما هم می دانيم اين فکرها وجود داشته، در ميان غربيها وجود داشته و در ميان شرقيها هم وجود داشته، و اين مردک، صادق هدايت، پيام آور اين پيام بود، اين فکر را تبليغ می کرد و هميشه در نوشته هايش آن چهره های زشت زندگی را مجسم می کرد، همهء زندگی را مثل لجنزاری مجسم می کرد که جز لجن و گنديدگی چيز ديگری در آن وجود ندارد و يک عده کرمهايی در اين لجن به نام «انسان» دلشان را خوش کرده اند و دارند به همين زندگی کثيف خودشان ادامه می دهند. خودکشی را تبليغ می کرد. آخر خودش هم تحت تاثير حرفهای خود قرار گرفت و خودش را در سال ۱۳۲۰ کشت، و چقدر جوانهايی در ايران که تحت تاثير کتابهای او قرار گرفتند و خودکشی کردند..." (مجموعه آثار استاد شهيد مطهری، جلد ۱۵، جلد دوم از بخش تاريخ، چاپ سوم، اسفند ۱۳۸۶، صفحات ۹۹۹ و ۱۰۰۰). اولا آقايان تدوين کننده ی مجموعه آثار آقای مطهری تاريخ خودکشی هدايت را تصحيح کنند چون ايشان در سال ۱۳۳۰ به زندگی اش خاتمه داده است نه ۱۳۲۰. ثانيا کاش آقای مطهری به جای گرفتن انگشت اتهام به سوی صادق هدايت، از "مردک"هايی سخن می گفتند که زندگی را تبديل به لجنزاری کرده اند که انسان ها "مجبورند" مانند کرم در آن بلولند و به يک زندگی کثيف و پر از دروغ و فساد ادامه دهند. ثالثا جوان های ايرانی، و حتی خود آقای هدايت اگر گرفتار زندگی کثيف و پر از دروغ و حيله و نيرنگی که "مردک"های واقعی برای آن ها ساخته بودند نبودند، هرگز خودکشی نمی کردند و هزار اثر تشويق کننده به خودکشی و ستايشگر مرگ هم که نوشته می شد، کم ترين تاثيری بر خواننده نمی گذاشت. و آخر اين که گيرم فرمايش استاد صحيح، فرمايش استاد متين، فرمايش استاد مستدل، به کار بردن کلمه ی اهانت آميز مردک، آن هم خطاب به کسی که دست اش از دنيا کوتاه است و امکان پاسخگويی ندارد برای چه؟ سخن مان را با نظر استاد بزرگ، علی اکبر دهخدا در باره ی "مردک" مورد اشاره ی آقای مطهری خاتمه می دهيم: "...صادق نابغهء از نوابغ جهانی است و بتازگی فرانسويان بعظمت مقام وی پی برده و ميتوان گفت که در آن مملکت کمتر کسی از اهل ادب هست که با نظر تحسين و اعجاب در اين داهيهء ايرانی بيند و ببزرگی فکر و روح او اعتراف نکند." (لغت نامه دهخدا، ذيل ماده صادق هدايت Labels: حضرت آیات الله مطهری 5:25 PM پويان
Comments:
Post a Comment
|